motorhuv
کاپوت
اصطلاح سوئدی «motorhuv» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کاپوت.
نام سوئدی قطعات خودرو و عبارتهای آزمون عملی را با ترجمههای روشن یاد بگیرید تا دستورهای آزمونگیرنده را با اطمینان درک کنید.
motorhuv
اصطلاح سوئدی «motorhuv» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کاپوت.
bagagelucka
اصطلاح سوئدی «bagagelucka» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: درب صندوق عقب.
bildörr
اصطلاح سوئدی «bildörr» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: درِ خودرو.
dörrhandtag
اصطلاح سوئدی «dörrhandtag» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: دستگیرهٔ در.
vindruta
اصطلاح سوئدی «vindruta» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: شیشهٔ جلو.
bakruta
اصطلاح سوئدی «bakruta» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: شیشهٔ عقب.
sidoruta
اصطلاح سوئدی «sidoruta» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: شیشهٔ جانبی.
backspegel
اصطلاح سوئدی «backspegel» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: آینهٔ عقب.
sidospegel
اصطلاح سوئدی «sidospegel» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: آینهٔ بغل.
framskärm
اصطلاح سوئدی «framskärm» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: گلگیر جلو.
bakskärm
اصطلاح سوئدی «bakskärm» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: گلگیر عقب.
främre stötfångare
اصطلاح سوئدی «främre stötfångare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سپر جلو.
bakre stötfångare
اصطلاح سوئدی «bakre stötfångare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سپر عقب.
kylargrill
اصطلاح سوئدی «kylargrill» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: جلوپنجرهٔ رادیاتور.
strålkastare
اصطلاح سوئدی «strålkastare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: چراغ جلو.
baklykta
اصطلاح سوئدی «baklykta» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: چراغ عقب.
bromsljus
اصطلاح سوئدی «bromsljus» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: چراغ ترمز.
positionsljus
اصطلاح سوئدی «positionsljus» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: چراغ موقعیت.
registreringsskylt
اصطلاح سوئدی «registreringsskylt» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: پلاک خودرو.
skyltbelysning
اصطلاح سوئدی «skyltbelysning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: چراغ پلاک خودرو.
reflex
اصطلاح سوئدی «reflex» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بازتابندهٔ نور.
däck
اصطلاح سوئدی «däck» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: لاستیک خودرو.
fälg
اصطلاح سوئدی «fälg» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: رینگ چرخ.
däckventil
اصطلاح سوئدی «däckventil» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سوپاپ لاستیک.
mönsterdjup
اصطلاح سوئدی «mönsterdjup» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: عمق آج لاستیک.
reservhjul
اصطلاح سوئدی «reservhjul» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: چرخ زاپاس.
dragkrok
اصطلاح سوئدی «dragkrok» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: قلاب یدککش.
takräcke
اصطلاح سوئدی «takräcke» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: باربند سقف.
vindrutetorkare
اصطلاح سوئدی «vindrutetorkare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: برفپاککن شیشهٔ جلو.
spolarmunstycke
اصطلاح سوئدی «spolarmunstycke» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: نازل شیشهشوی.
antenn
اصطلاح سوئدی «antenn» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: آنتن خودرو.
hjulhus
اصطلاح سوئدی «hjulhus» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: محفظهٔ چرخ.
underrede
اصطلاح سوئدی «underrede» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: شاسی زیرین.
stenskott
اصطلاح سوئدی «stenskott» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: اثر برخورد سنگ روی شیشه.
motor
اصطلاح سوئدی «motor» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: موتور.
motorblock
اصطلاح سوئدی «motorblock» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بلوک موتور.
cylinder
اصطلاح سوئدی «cylinder» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سیلندر موتور.
tändstift
اصطلاح سوئدی «tändstift» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: شمع موتور.
batteri
اصطلاح سوئدی «batteri» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: باتری.
generator
اصطلاح سوئدی «generator» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: دینام.
startmotor
اصطلاح سوئدی «startmotor» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: استارت موتور.
kamrem
اصطلاح سوئدی «kamrem» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: تسمهٔ تایم.
drivrem
اصطلاح سوئدی «drivrem» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: تسمهٔ انتقال نیرو.
luftfilter
اصطلاح سوئدی «luftfilter» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: فیلتر هوا.
oljefilter
اصطلاح سوئدی «oljefilter» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: فیلتر روغن.
bränslefilter
اصطلاح سوئدی «bränslefilter» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: فیلتر سوخت.
kylare
اصطلاح سوئدی «kylare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: رادیاتور.
kylfläkt
اصطلاح سوئدی «kylfläkt» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: فن رادیاتور.
expansionskärl
اصطلاح سوئدی «expansionskärl» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: مخزن مایع خنککننده.
motorolja
اصطلاح سوئدی «motorolja» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: روغن موتور.
oljesticka
اصطلاح سوئدی «oljesticka» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: گیج روغن موتور.
oljepåfyllningslock
اصطلاح سوئدی «oljepåfyllningslock» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: درپوش محل افزودن روغن.
kylarvätska
اصطلاح سوئدی «kylarvätska» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: مایع خنککننده.
spolarvätska
اصطلاح سوئدی «spolarvätska» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: مایع شیشهشوی.
bromsvätska
اصطلاح سوئدی «bromsvätska» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: روغن ترمز.
servoolja
اصطلاح سوئدی «servoolja» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: روغن هیدرولیک فرمان.
bränsletank
اصطلاح سوئدی «bränsletank» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: باک سوخت.
bränslelock
اصطلاح سوئدی «bränslelock» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: درپوش باک سوخت.
avgassystem
اصطلاح سوئدی «avgassystem» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سیستم اگزوز.
ljuddämpare
اصطلاح سوئدی «ljuddämpare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: صداخفهکن اگزوز.
katalysator
اصطلاح سوئدی «katalysator» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: مبدل کاتالیزوری.
växellåda
اصطلاح سوئدی «växellåda» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: جعبهدنده.
koppling
اصطلاح سوئدی «koppling» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کلاچ.
drivaxel
اصطلاح سوئدی «drivaxel» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: میل انتقال نیرو.
hjullager
اصطلاح سوئدی «hjullager» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بلبرینگ چرخ.
fjäder
اصطلاح سوئدی «fjäder» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: فنر تعلیق.
stötdämpare
اصطلاح سوئدی «stötdämpare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کمکفنر.
bromsskiva
اصطلاح سوئدی «bromsskiva» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: دیسک ترمز.
bromsbelägg
اصطلاح سوئدی «bromsbelägg» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: لنت ترمز.
ABS-givare
اصطلاح سوئدی «ABS-givare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: حسگر سیستم ABS.
instrumentpanel
اصطلاح سوئدی «instrumentpanel» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: صفحهٔ نشانگرها.
ratt
اصطلاح سوئدی «ratt» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: فرمان.
rattläge
اصطلاح سوئدی «rattläge» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: موقعیت فرمان.
förarstol
اصطلاح سوئدی «förarstol» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: صندلی راننده.
passagerarstol
اصطلاح سوئدی «passagerarstol» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: صندلی سرنشین.
nackstöd
اصطلاح سوئدی «nackstöd» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: پشتسری.
bilbälte
اصطلاح سوئدی «bilbälte» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کمربند ایمنی.
bälteslås
اصطلاح سوئدی «bälteslås» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: قفل کمربند ایمنی.
pedalställ
اصطلاح سوئدی «pedalställ» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: مجموعهٔ پدالها.
gaspedal
اصطلاح سوئدی «gaspedal» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: پدال گاز.
bromspedal
اصطلاح سوئدی «bromspedal» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: پدال ترمز.
kopplingspedal
اصطلاح سوئدی «kopplingspedal» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: پدال کلاچ.
växelspak
اصطلاح سوئدی «växelspak» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: دستهدنده.
handbroms
اصطلاح سوئدی «handbroms» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: ترمز پارک.
parkeringsbroms
اصطلاح سوئدی «parkeringsbroms» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: ترمز پارک.
tändningslås
اصطلاح سوئدی «tändningslås» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سوئیچ احتراق.
startknapp
اصطلاح سوئدی «startknapp» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: دکمهٔ استارت.
hastighetsmätare
اصطلاح سوئدی «hastighetsmätare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سرعتسنج.
varvräknare
اصطلاح سوئدی «varvräknare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: دورسنج موتور.
bränslemätare
اصطلاح سوئدی «bränslemätare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: نشانگر سوخت.
temperaturmätare
اصطلاح سوئدی «temperaturmätare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: نشانگر دما.
kontrollampa
اصطلاح سوئدی «kontrollampa» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: چراغ هشدار.
helljusreglage
اصطلاح سوئدی «helljusreglage» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کلید نوربالا.
blinkersspak
اصطلاح سوئدی «blinkersspak» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: دستهٔ راهنما.
torkarreglage
اصطلاح سوئدی «torkarreglage» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کلید برفپاککن.
varningsblinkers
اصطلاح سوئدی «varningsblinkers» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: چراغهای فلاشر چهارطرفه.
tuta
اصطلاح سوئدی «tuta» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بوق خودرو.
klimatanläggning
اصطلاح سوئدی «klimatanläggning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سیستم کنترل آبوهوای داخل خودرو.
defroster
اصطلاح سوئدی «defroster» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بخارزدا.
solskydd
اصطلاح سوئدی «solskydd» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: آفتابگیر.
handskfack
اصطلاح سوئدی «handskfack» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: محفظهٔ داشبورد.
innerbelysning
اصطلاح سوئدی «innerbelysning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: روشنایی داخل خودرو.
barnlås
اصطلاح سوئدی «barnlås» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: قفل کودک.
fönsterhiss
اصطلاح سوئدی «fönsterhiss» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کلید شیشهبالابر.
spegelreglage
اصطلاح سوئدی «spegelreglage» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کلید تنظیم آینه.
krockkudde
اصطلاح سوئدی «krockkudde» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کیسهٔ هوا.
ISOFIX-fäste
اصطلاح سوئدی «ISOFIX-fäste» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: نقطهٔ اتصال ISOFIX.
säkerhetskontroll
اصطلاح سوئدی «säkerhetskontroll» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بازرسی ایمنی.
yttre säkerhetskontroll
اصطلاح سوئدی «yttre säkerhetskontroll» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بازرسی ایمنی بیرونی.
inre säkerhetskontroll
اصطلاح سوئدی «inre säkerhetskontroll» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بازرسی ایمنی داخلی.
kontrollera belysningen
اصطلاح سوئدی «kontrollera belysningen» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: روشنایی را بررسی کنید.
kontrollera körriktningsvisarna
اصطلاح سوئدی «kontrollera körriktningsvisarna» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: چراغهای راهنما را بررسی کنید.
kontrollera bromsljusen
اصطلاح سوئدی «kontrollera bromsljusen» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: چراغهای ترمز را بررسی کنید.
kontrollera däcken
اصطلاح سوئدی «kontrollera däcken» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: لاستیکها را بررسی کنید.
kontrollera mönsterdjupet
اصطلاح سوئدی «kontrollera mönsterdjupet» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: عمق آج را بررسی کنید.
kontrollera lufttrycket
اصطلاح سوئدی «kontrollera lufttrycket» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: فشار باد لاستیکها را بررسی کنید.
kontrollera bromsarna
اصطلاح سوئدی «kontrollera bromsarna» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: ترمزها را بررسی کنید.
kontrollera styrningen
اصطلاح سوئدی «kontrollera styrningen» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سیستم فرمان را بررسی کنید.
kontrollera styrservon
اصطلاح سوئدی «kontrollera styrservon» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سیستم کمکی فرمان را بررسی کنید.
kontrollera signalanordningen
اصطلاح سوئدی «kontrollera signalanordningen» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بوق را بررسی کنید.
kontrollera vindrutetorkarna
اصطلاح سوئدی «kontrollera vindrutetorkarna» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: برفپاککنهای شیشه را بررسی کنید.
kontrollera spolarna
اصطلاح سوئدی «kontrollera spolarna» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: آبپاشهای شیشه را بررسی کنید.
kontrollera motoroljan
اصطلاح سوئدی «kontrollera motoroljan» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: روغن موتور را بررسی کنید.
kontrollera kylarvätskan
اصطلاح سوئدی «kontrollera kylarvätskan» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: مایع خنککننده را بررسی کنید.
kontrollera bromsvätskan
اصطلاح سوئدی «kontrollera bromsvätskan» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: روغن ترمز را بررسی کنید.
kontrollera batteriet
اصطلاح سوئدی «kontrollera batteriet» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: باتری را بررسی کنید.
kontrollera varningssystemet
اصطلاح سوئدی «kontrollera varningssystemet» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سیستم هشدار را بررسی کنید.
prova färdbromsen
اصطلاح سوئدی «prova färdbromsen» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: ترمز اصلی را آزمایش کنید.
prova parkeringsbromsen
اصطلاح سوئدی «prova parkeringsbromsen» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: ترمز پارک را آزمایش کنید.
kontrollera bromsservon
اصطلاح سوئدی «kontrollera bromsservon» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بوستر ترمز را بررسی کنید.
bromsprov
اصطلاح سوئدی «bromsprov» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: آزمایش ترمز.
lampkontroll
اصطلاح سوئدی «lampkontroll» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بررسی چراغهای هشدار.
bälteskontroll
اصطلاح سوئدی «bälteskontroll» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بررسی کمربند ایمنی.
spegelkontroll
اصطلاح سوئدی «spegelkontroll» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بررسی آینهها.
körställning
اصطلاح سوئدی «körställning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: وضعیت نشستن پشت فرمان.
ställ in stolen
اصطلاح سوئدی «ställ in stolen» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: صندلی را تنظیم کنید.
ställ in speglarna
اصطلاح سوئدی «ställ in speglarna» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: آینهها را تنظیم کنید.
brist
اصطلاح سوئدی «brist» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: نقص.
åtgärd
اصطلاح سوئدی «åtgärd» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: اقدام اصلاحی.
trafikinspektör
اصطلاح سوئدی «trafikinspektör» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: ممتحن رانندگی.
kör rakt fram
اصطلاح سوئدی «kör rakt fram» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: مستقیم برانید.
sväng höger
اصطلاح سوئدی «sväng höger» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: به راست بپیچید.
sväng vänster
اصطلاح سوئدی «sväng vänster» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: به چپ بپیچید.
följ vägen
اصطلاح سوئدی «följ vägen» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: مسیر جاده را دنبال کنید.
följ skyltarna
اصطلاح سوئدی «följ skyltarna» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: تابلوها را دنبال کنید.
kör mot angivet mål
اصطلاح سوئدی «kör mot angivet mål» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: به سمت مقصد تعیینشده برانید.
ta första avfarten
اصطلاح سوئدی «ta första avfarten» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: از خروجی اول خارج شوید.
ta andra avfarten
اصطلاح سوئدی «ta andra avfarten» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: از خروجی دوم خارج شوید.
kör in i cirkulationsplatsen
اصطلاح سوئدی «kör in i cirkulationsplatsen» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: وارد میدان شوید.
lämna cirkulationsplatsen
اصطلاح سوئدی «lämna cirkulationsplatsen» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: از میدان خارج شوید.
byt körfält
اصطلاح سوئدی «byt körfält» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: خط عبور را عوض کنید.
håll till höger
اصطلاح سوئدی «håll till höger» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: در سمت راست بمانید.
håll till vänster
اصطلاح سوئدی «håll till vänster» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: در سمت چپ بمانید.
öka farten
اصطلاح سوئدی «öka farten» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سرعت را افزایش دهید.
sänk farten
اصطلاح سوئدی «sänk farten» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سرعت را کاهش دهید.
anpassa hastigheten
اصطلاح سوئدی «anpassa hastigheten» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سرعتتان را متناسب کنید.
stanna här
اصطلاح سوئدی «stanna här» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: اینجا توقف کنید.
stanna vid kanten
اصطلاح سوئدی «stanna vid kanten» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کنار جاده توقف کنید.
kör vidare
اصطلاح سوئدی «kör vidare» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: به رانندگی ادامه دهید.
starta när du är klar
اصطلاح سوئدی «starta när du är klar» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: وقتی آماده بودید حرکت کنید.
parkera här
اصطلاح سوئدی «parkera här» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: اینجا پارک کنید.
välj en lämplig plats
اصطلاح سوئدی «välj en lämplig plats» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: جای مناسبی انتخاب کنید.
vänd när det är möjligt
اصطلاح سوئدی «vänd när det är möjligt» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: وقتی امکان داشت دور بزنید.
backa runt hörnet
اصطلاح سوئدی «backa runt hörnet» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: با دندهعقب دور گوشه حرکت کنید.
gör en säker vändning
اصطلاح سوئدی «gör en säker vändning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بهطور ایمن دور بزنید.
gör en säkerhetskontroll
اصطلاح سوئدی «gör en säkerhetskontroll» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بازرسی ایمنی انجام دهید.
öppna motorhuven
اصطلاح سوئدی «öppna motorhuven» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کاپوت را باز کنید.
visa var motoroljan kontrolleras
اصطلاح سوئدی «visa var motoroljan kontrolleras» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: محل بررسی روغن موتور را به من نشان دهید.
förklara vad du kontrollerar
اصطلاح سوئدی «förklara vad du kontrollerar» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: توضیح دهید چه چیزی را بررسی میکنید.
vad gör du om du hittar ett fel?
اصطلاح سوئدی «vad gör du om du hittar ett fel?» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: اگر نقصی پیدا کنید چه میکنید؟.
gör dig klar för körning
اصطلاح سوئدی «gör dig klar för körning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: برای رانندگی آماده شوید.
kör självständigt
اصطلاح سوئدی «kör självständigt» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: بهطور مستقل برانید.
följ GPS-anvisningarna
اصطلاح سوئدی «följ GPS-anvisningarna» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: راهنماییهای سیستم مسیریابی را دنبال کنید.
kör tillbaka till provkontoret
اصطلاح سوئدی «kör tillbaka till provkontoret» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: به مرکز آزمون برگردید.
inbromsning
اصطلاح سوئدی «inbromsning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: کاهش سرعت با ترمز.
kraftig inbromsning
اصطلاح سوئدی «kraftig inbromsning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: ترمزگیری شدید.
mjuk inbromsning
اصطلاح سوئدی «mjuk inbromsning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: ترمزگیری نرم.
igångkörning
اصطلاح سوئدی «igångkörning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: شروع حرکت.
backstart
اصطلاح سوئدی «backstart» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: شروع حرکت روی شیب.
dragläge
اصطلاح سوئدی «dragläge» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: نقطهٔ درگیری کلاچ.
växling
اصطلاح سوئدی «växling» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: تعویض دنده.
motorbromsning
اصطلاح سوئدی «motorbromsning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: ترمزگیری با موتور.
miljöanpassad körning
اصطلاح سوئدی «miljöanpassad körning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: رانندگی اقتصادی.
planerad körning
اصطلاح سوئدی «planerad körning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: رانندگی برنامهریزیشده.
uppsikt
اصطلاح سوئدی «uppsikt» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: زیر نظر داشتن.
spegelrutiner
اصطلاح سوئدی «spegelrutiner» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: روال بررسی آینهها.
döda vinkeln
اصطلاح سوئدی «döda vinkeln» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: نقطهٔ کور.
sidoblick
اصطلاح سوئدی «sidoblick» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: نگاه از روی شانه.
teckengivning
اصطلاح سوئدی «teckengivning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: دادن علامت.
placering
اصطلاح سوئدی «placering» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: موقعیتگیری در جاده.
körfältsbyte
اصطلاح سوئدی «körfältsbyte» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: تغییر خط عبور.
högersväng
اصطلاح سوئدی «högersväng» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: پیچیدن به راست.
vänstersväng
اصطلاح سوئدی «vänstersväng» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: پیچیدن به چپ.
körning i cirkulationsplats
اصطلاح سوئدی «körning i cirkulationsplats» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: رانندگی در میدان.
parkering
اصطلاح سوئدی «parkering» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: پارک خودرو.
fickparkering
اصطلاح سوئدی «fickparkering» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: پارک موازی.
vinkelparkering
اصطلاح سوئدی «vinkelparkering» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: پارک زاویهدار.
backning
اصطلاح سوئدی «backning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: حرکت به عقب.
backa rakt
اصطلاح سوئدی «backa rakt» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: در خط مستقیم دندهعقب بروید.
vändning
اصطلاح سوئدی «vändning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: دورزدن.
trepunktsvändning
اصطلاح سوئدی «trepunktsvändning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: دورزدن سهفرمانه.
U-sväng
اصطلاح سوئدی «U-sväng» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: دورزدن به شکل U.
möte
اصطلاح سوئدی «möte» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: روبهرو شدن با ترافیک از جهت مقابل.
omkörning
اصطلاح سوئدی «omkörning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: سبقتگرفتن.
motorvägskörning
اصطلاح سوئدی «motorvägskörning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: رانندگی در آزادراه.
påfart
اصطلاح سوئدی «påfart» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: ورودی آزادراه.
avfart
اصطلاح سوئدی «avfart» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: خروجی آزادراه.
acceleration
اصطلاح سوئدی «acceleration» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: شتابگیری.
hastighetsanpassning
اصطلاح سوئدی «hastighetsanpassning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: تنظیم سرعت متناسب با شرایط.
avståndsbedömning
اصطلاح سوئدی «avståndsbedömning» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: برآورد فاصله.
sidledsavstånd
اصطلاح سوئدی «sidledsavstånd» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: فاصلهٔ جانبی.
stoppsträcka
فاصله واکنش به علاوه فاصله ترمز.
reaktionstid
اصطلاح سوئدی «reaktionstid» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: زمان واکنش.
handlingsberedskap
اصطلاح سوئدی «handlingsberedskap» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: آمادگی برای اقدام.
samspel i trafiken
اصطلاح سوئدی «samspel i trafiken» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: تعامل در ترافیک.
riskmedvetenhet
اصطلاح سوئدی «riskmedvetenhet» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: آگاهی از خطرها.
trafikrytm
اصطلاح سوئدی «trafikrytm» هنگام بررسی خودرو یا آزمون عملی رانندگی به کار میرود و معنای آن این است: آهنگ حرکت ترافیک.
Riskutbildning
آموزش اجباری خطر برای خودروهای شخصی که شامل بخش نظری و عملی است.
پاک کردن فیلترها